تبلیغات
شعر و ادب و عرفان - ایمان یا اعتماد!!!!
 
شعر و ادب و عرفان
درباره وبلاگ


گاهی نفسی هست٬ ولی هم نفسی نیست
درهرنفست هم نفست هیچ کسی نیست
آنقدرغریبی که دراین شهر درندشت
دنیای تو اندازه ی کنج قفسی نیست
تقدیم به همسر و یگانه دخترم که بی اندازه دوستشان دارم

مدیر وبلاگ : رضا پرهیزکاری
نویسندگان
سه شنبه 19 آبان 1394 :: نویسنده : رضا پرهیزکاری

مه همه جا را فرا گرفته بود...

دستان صخره نورد از سرما کرخت شده بود,

دیگر توان مقاومت نداشت,دستانش از صخره جدا شد

حالا بین زمین و آسمان فقط طناب نجاتش ناجی او بود

در میان تاریکی,زوزه باد,مرگ را فریاد میکردصخره نورد عاجزانه زمزمه کرد :

... خدایا مگر تو قادر مطلق نیستی من تو را میپرستم واز تو یاری میخواهم کمکم کن ....

حالا صدایی زمزمه وار را میشنید که میگفت :

-آیا به من ایمان داری ؟

-دارم,با تمام وجود

-طنابت را ببر

-من نجات خواستم نه مرگ,نجاتم بده

دوباره ندا آمد "طنابت را ببر"

اما ترس بر اعتمادش غالب شد....!

فردای آن روز تیتر اول تمام روزنامه های شهر این بود: مردی درارتفاع یک متری از زمین یخ زد .

 

bihamnafas.mihanblog.com





نوع مطلب : جملات قصار و سخنان حکیمانه، عشق و عرفان، 
برچسب ها : جملات قصار، سخنان حکیمانه، عشق و عرفان، شعر و ادب، ایمان به خدا، اعتماد، فرق ایمان و اعتماد!،
لینک های مرتبط : دانلود پروژه دانشجویی و کارآفرینی، آنلاین مارکت، فروشگاه اینترنتی حجره،
پنجشنبه 21 آبان 1394 04:56 ب.ظ
سلام زیبا و مفهمومی بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :